يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

167

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

كه از عداوت سارنگخان پيش ازين بر امير تيمور « 1 » پيوسته و پيشوائى كرده بامان و دست راست دست آورده و شهر ميمون لاهور را نهب و تاراج نهاد - زن و بچهء شيخا مذكور و مردم ديگر كه در پناه او درون حصار لاهور درآمده بودند به تمام گرفتار و اسير شدند - و مسند عالى خضر خان را اقطاع ملتان و ديبالپور مفوّض گردانيد - در اقطاعات « 2 » مذكور فرستاد - از آنجا بكوچ متواتر ميان كابل شده در دار الملك سمرقند رفت - بعد رفتن او در حوالئ دهلي و تا آنجا كه لشكر او گذشته بود و با و قحط افتاد « 3 » - بعضى مردم در و با و بعضى به عذاب گرسنگي هلاك شدند - تا مدت دو ماه دهلي خراب و ابتر « 4 » بود - و در ماه رجب رجّب قدره « 5 » سنة المذكور سلطان ناصر الدين نصرت شاه كه از غدر اقبال خان عطف كرده سمت ميان دو آب رفته بود با جمعيت معدود در خطهء ميرت آمد - عادل خان با چهار زنجير پيل و لشكر خويش « 6 » با سلطان پيوست - بغدر او را دست آورد و پيلان را قابض شد - خلق ميان دو آب كه از دست مغل خلاص يافته بودند برو « 7 » جمع شدن گرفت - با موازنهء « 8 » دو هزار سوار در فيروزآباد رفت - و دهلي اگرچه خراب بود قابض شد - شهاب خان از ميوات با ده زنجير پيل و جمعيت خويش و ملك الماس از ميان دو آب آمده به دو « 9 » پيوستند - چون لشكر بسيار گرد سلطان جمع « 10 » شد - شهاب خان را در برن براى قلع و قمع « 11 » اقبال خان نامزد كرد - در اثناى راه چند

--> ( 1 ) M . بر امير پيوسته بود ( 2 ) M . اقطاع مذكور ( 3 ) M . افتاده ( 4 ) M . خراب بود ( 5 ) M . رجب سنة المذكور ( 6 ) M . لشكر با سلطان پيوسته ( 7 ) B . به دو جمع ( 8 ) M . موازنه با دو هزار ( 9 ) B . برو پيوستند ( 10 ) M . جمع گشت ( 11 ) M . قلع اقبال خان